مشخصات مقاله

عنوان نشریه:   دانشور :   اسفند 1387 , دوره  16 , شماره  79 ; از صفحه 39 تا صفحه 44 .
 
عنوان مقاله:  بررسي تغييرات الكتروكارديوگرافي، آنزيم هاي قلبي، قند خون و الكتروليت هاي سرم مبتلايان نارسايي قلبي جبران نشده بستري در بيمارستان
 
نویسندگان:  رجبي محمدرضا*, رجبي محمدرضا
 
* دانشكده پزشكي، دانشگاه شاهد
 
چکیده: 

مقدمه و هدف: نارسايي قلبي يك سندرم باليني است كه با افزايش سن شيوع آن افزايش مي يابد و از آن جا كه تغييرات ايجاد شده در ECG و الكتروليت ها بسيار وسيع وغير اختصاصي و گاه غيرمرتبط با اين بيماري بوده و ابزارهاي متعددي نيز براي تشخيص آن به كار مي رود، بر آن شديم تا با اين مطالعه راهي براي تشخيص به موقع اين تغييرات بيابيم.
مواد و روش ها: اين مطالعه گذشته نگر از نوع توصيفي - تحليلي بوده و اطلاعات مربوط به مبتلايان نارسايي قلبي جبران نشده با
Ejection Fraction کم تر از 40 درصد بستري در در يکي از بيمارستان هاي آموزشي شهر تهران از سال 82 تا 84 با بررسي يافته هاي مربوط به ECG (حداقل 3 نوبت) و نيز آنزيم هاي قلبي و قند خون و الکتروليت هاي سرم موجود در پرونده هاي آنان به دست آمده است. سپس اطلاعات در برنامه نرم افزاري SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: از بين 157 بيمار مورد بررسي
54.8 درصد مرد و 45.2 درصد زن بودند. ميانگين سني افراد 10±69.69 سال بود. ميانه 30EF و دامنه تغييرات آن 30 بود. 42 درصد ضربان قلب طبيعي (100-60) داشتند. يافته هاي غيرطبيعي ECG در اين افراد شامل: سينوس تاکيکاردي در 30.6 درصد وجود داشت. Heart Rate variability در 93.1 درصد پايين (غيرطبيعي) بود که بين آن و ميزان EF ارتباط معنادار برقرار نبود (p<0.153) 77.7 درصد، QT افزايش يافته داشتند.که بين اين ميزان وEF رابطه معنادار برقرار بود (p<0.05). بزرگي دهليز چپ در 58 درصد و بزرگي بطن چپ در 50.3 درصد و انحراف محور به چپ در 30.6 درصد وجود داشت که بين هيچ يک از اين مقادير و EF رابطه معنادار برقرار نبود. 7 درصد کاهش ولتاژ داشتند که با ميزان EF رابطه معنادار داشت (p<0.029). در 25.5 درصد progression poor -R و در 35 درصد موج Q وجود داشت که با ميزان EF رابطه معنادار نداشت. در 79 درصد تغييرات ST-T وجود داشت که با ميزان EF رابطه معنادار داشت (p<0.009). بلوک قلبي درجه 1 در 26.8 درصد و درجه 2 در 1.3 درصد وريتم AF در 16.6 درصد وجود داشت که با ميزان EF رابطه معنادار نداشتند. PVC در 20.4 درصد وجود داشت و با ميزان EF رابطه معنادار داشت (p<0.008). بلوک شاخه چپ در 15.9 درصد وجود داشت و رابطه معنادار با ميزان EF داشت (p<0.001). LDH در 59.1 درصد CPK در 9 درصد و CK-MB در 19.3 درصد موارد افزايش يافته بود. 44.2 درصد بيماران اولين نمونه قند خون ناشتا غيرطبيعي در زمان بستري داشتند. مقادير غيرطبيعي سديم در 20.6 درصد و پتاسيم در 15.7 درصد وجود داشت.
نتيجه گيري: در حجم قابل توجهي از مبتلايان نارسايي قلبي تغييرات مختلف ECG مانند: بزرگي دهليز و بطن چپ، تغييرات ST-T، سينوس تاکيکاردي و ... مشاهده شد که با توجه به معنادار بودن برخي از اين تغييرات با ميزان EF، به نظر مي رسد توجه کافي از سوي پزشکان مي تواند در تشخيص به موقع و تعيين پيش آگهي اين بيماران مفيد باشد.

 
كليد واژه: نارسايي قلبي، تغييرات ECG، الکتروليت هاي سرم، EF