X
چگونه نرخ استنادات خود را افزایش دهیم؟ (قسمت اول)
X
چگونه نرخ استنادات خود را افزایش دهیم؟ (قسمت دوم)
X
5 روش برای جلوگیری از رد مقاله توسط سردبیر

مشخصات مقاله

عنوان نشریه:   پيك نور- علوم انساني :   تابستان 1385 , دوره  4 , شماره  2 (وِيژه اقتصاد 2) ; از صفحه 79 تا صفحه 92 .
 
عنوان مقاله:  نظام سرمايه داري از ديدگاه کارل مارکس و ماکس وبر
 
نویسندگان:  تفضلي فريدون*
 
 * دانشكده علوم اقتصادي، دانشگاه شهيد بهشتي
 
چکیده: 

کارل مارکس و ماکس وبر دو متفکر بزرگ آلماني هستند که در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم با يک فاصله زماني حدود نيم قرن، نظريات اقتصادي و اجتماعي خود را در مورد عملکرد و سرنوشت نظام سرمايه داري ارايه کرده اند، مارکس با ديدگاه «ماترياليسم ديالکتيک» به نظام سرمايه داري نگاه مي کند و اعلام مي دارد که در اين سيستم اقتصادي تغيير در روابط اجتماعي تابعي از تغيير در روابط اقتصادي و ماهيت مالکيت ابزار توليد است که پيوسته در حالت تکامل است. در فرآيند «ماترياليسم ديالکتيک» نظام سرمايه داري مرحله اي گذرا همانند ساير نظام هاي اقتصادي قبلي است که بعد از صنعتي شدن جامعه، سرانجام با رشد تضادهاي دروني اش و با شيوه اي انقلابي جاي خود را به نظام سوسياليستي مي دهد.
از سوي ديگر، ماکس وبر در مطالعه تاريخي ماندگار خود که در مورد پيوند پروتستانيسم-شاخه اي از مسيحيت اصلاح شده-و توسعه و تکامل نظام سرمايه داري انجام داده است، ضمن تاکيد بر تاثيرات «رفورماسيون پروتستاني» که از سال
1517 تا سال 1565 ميلادي به طول انجاميد، و همچنين تاثير «اخلاق پروتستاني» بر فرايند صنعتي شدن در کشورهاي سرمايه داري که متکي بر اصول فکري مسيحيت پروتستاني بوده اند، معتقد است که در جامعه نوين غربي رفتار افراد تحت کنترل «عقلانيت هدفمند» قرار دارد. از اين رو، وبر پيش بيني مي کند که نظام سرمايه داري صنعتي در غرب پايدار و پابرجا باقي خواهد ماند.
هدف اين مقاله بررسي و ارزيابي تحليلي پيش بيني هاي متضاد اين دو انديشمند بزرگ است که سالهاست نظر اقتصاددانان و جامعه شناسان را به خود جلب کرده و هنوز هم مورد بحث محافل اقتصادي و اجتماعي جهان است.

 
كليد واژه: ماترياليسم ديالکتيک، بورژوازي (سرمايه داران)، پرولتاريا (کارگران صنعتي)، نيروهاي توليد، روابط اقتصادي يا توليدي، روابط اجتماعي، شيوه توليد، وسايل توليد، روبنا، زيربان، تز، آنتي تز، سنتز، سرمايه متغير، سرمايه ثابت، کار اجتماعا ضروري، سوسياليسم تخيلي، سوسياليسم عملي، انقلاب کينزي، ارزش اضافي، کار متبلور، توسعه ماشينيسم و بيکاري فناوري، از خود بيگانگي، تضادهاي عيني، تضادهاي ذهني، پروتستانيسم، اخلاق پروتستاني، رفوماسيون، رسالت کاري، عقلانيت هدفمند، پيوريتانيسم (پاکديني)، شينتوئيسم، اخلاق ترقي روزافزون، سرمايه داري آزاد، سرمايه داري مختلط